خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
65
أخلاق الأشراف ( فارسى )
گفت ، و مرتبهء او اعلى مراتب نوع انسان باشد چنان كه حق تعالى فرمود : يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً « 1 » . و روح او بعد فراق « 2 » بدن به نعيم مقيم « 3 » و سعادت ابد و قبول فيض خداوند مستعدّ گردد ، و : اينْ كارِ دولت است كُنون تا كِرا رسد « 4 » . تا اينجا مذهب قدما و حكماست .
--> - انسان در اسلام و مكاتب غرب ، « انسان از لحاظ عارفان اسلامى » 97 - 111 ، اساطير ؛ همو ، تاريخ انديشههاى سياسى در ايران و جهان اسلامى ، 105 - 120 ، « خلافت » ، انتشارات بهبهانى ، تهران ، 1373 ه . ش . - حواشى . ( 1 ) . يوتى الحكمة . . . [ خدا ] حكمت را به كسى كه خواهد بدهد ، و هركس كه به او حكمت دادهاند بيگمان او را خير بسيار دادهاند . سورهء بقره ، 2 / آيهء 269 . ( 2 ) . بعد فراق بدن ، حقّ اين بود كه « بعد فراق البدن » بگويد ، يعنى « پس از جدا گشتن جان از تن » ، امّا چند سطر بعد نيز بازبه همين صورت به كار برده ، و در همهء نسخههاى اساس نيز چنين است ، لذا عبارت عربى را به سياق پارسى تعبير كرده است . ( 3 ) . نعيم مقيم و سعادت ابد ، نعمت پايدار و نيكبختى جاودانه ؛ و هر دو كنايه از بهشت است . تعبير « نعيم مقيم » اقتباس از قرآن مجيد است كه « لهم فيها نعيم مقيم » آنها را [ - مجاهدان در راه خدا را ] در آنجا نعمت پايدارى است . سورهء توبه ، 9 / آيهء 21 . ( 4 ) . اين مصراع از سيد حسن غزنوى ( وفات ، 548 ه . ق . ) است ، - ( ديوان ، 48 ، مدرّس رضوى ) : جانا حديثِ عشق تو گويى كُجا رَسَد * آيا بُوَد كه نوبتِ وصلت به ما رسد مُلْكى است خدمتِ تو و خَلقيْش مُنتظر * اين كارِ دولت است كنون تا كِرا رسد مرحوم دهخدا ( امثال و حكم ، 1 / 366 ) اين مصراع را بدون نسبت ياد كرده گويد : « دولت در اينجا به معنى بخت است » .